|
يك شبنم به غنچه گفت: وا كن دري به خلوت در پرده زيستن ((بايد سلام كرد به گسترده زيستن))* *عنوان وبلاگ استاد عزيزم جناب آقاي دكتر عليرضا فولادي عزيز دو در رشك با پيوند ما داري دو راه: يا كور شو يا كور شو سه چوپان دهكده با شور ني لبك مي زد به دل نمك چهار مادر ! تو شاه بيت غزل هاي خلقتي شاعر به پاس عشق فرستاد صد درود وقتي تو را سرود پنج هستي فداي تو بايد به زر نوشت نه جوهر عزيز عشق!: مادر عزيز عشق شش وقتي كه خسته مي شوم از رنج بودنم در باشگاه شهر هم وزن وزن روح خودم وزنه مي زنم هفت گفتي غزل بگو آخر غزال من! با شعر ناب چشم تو احساس كال من...؟ هشت سرگذشتي واقعي است چند سطري در پريشاني بخوان خط خطي از مشق پيشاني بخوان نه اين نفس بي تو در گلو چون مار هي خودش را به پيش و پس بكشد مرده را ديده اي نفس بكشد؟
یک
نوروز سربلند! اردیبهشت شد ایران بهشت شد دو به بانوی آب ها(س) محسن که ضربه خورد پهلو شکسته مادر بیچاره خون گریست گهواره خون گریست سه او رفت و در شکستن دل هیچ شک نداشت تقصیر عشق چیست؟ دستم نمک نداشت چهار بی نظیری در زلالی عیب هایم را که می خواهم ببینم روبرویت می نشینم پنج ای پیر کهنه کار! بی شک به قتل عشق کمر بسته روزگار چنگی بزن به تار شش این همان مرد شیک پوشی که... از زمانی که آس و پاس شده از مد افتاده بی کلاس شده هفت یا بگو در کدام کافی شاپ... یا بگو با تریپ و ژستی که... اس برایم نمی فرستی که... هشت برتری پشت برتری به به سر ز بابا کرم در آوردی تازگی ها شکم در آوردی نه تا که ثابت کنم عزیزترینی ساعتی از طلای ناب خریدم حلقه ای رشک آفتاب خریدم
به مادر آب ها (س)
تا قلم در دست می گیرم عزیز! رنج ها از درد پهلو می کشم خاک را بو می کشم ------------------------ خفاش های کور در جهل شب به ساحت خورشید پر زدند بیچاره ها به ریشه ی خود با تبر زدند ------------------------------------- تقدیم به بهانه ی زندگی(عج) بی حضورت زندگی از زندگی سیر شد کاری بکن دیر شد کاری بکن ------------------------------- ((دل)) بوده با ((امید)) از دیر تا هنوز در شهر ما هنوز... ---------------------------- زخم آشنایی نیست مجنون این شهرم با زندگی قهرم ------------------------- در باغ خاکستر نشینان گل می کند افسوس در افسوس پر می زند ققنوس در ققنوس ------------------------------ دیگر چه جای چاره؟ از فال و استخاره عاشق شدم دوباره ----------------------------- بی لبانت هم نشین با گوش و چشمم باد نی لبک در نی لبک ناله واژگون در واژگون لاله ------------------------------ وقتی که زیرکانه لبخند می فروشی ترفند می فروشی --------------------------- وقتی کنارمی حس می کنم که از همه کس با تو برترم از عشق سرترم ---------------------------------- آبدوغت نه آب داشت نه دوغ شعله ات بی فروغ بود فروغ ! وعده هایت دروغ بود دروغ ------------------------------ سرد مهری نکن که با سرما چون صنوبر کنار می آیم در زمستان به بار می آیم
پایان سرگذشت پیغام درگذشت آبم ز سر گذشت. ----------------- فردوس را آدم (ع) به شیطان می دهد وقتی پدر بد می کند فرزند تاوان می دهد. --------------------------------------- کشتند دلخون در حسادت هابیل ها را باید که این قابیل ها را... ---------------------------- ای مرغ یاکریم ! گلبانگ یا کریم پژمرده یا کریم؟ ------------------- در حمله های باد در زمهریر یاد صبرم شکوفه داد. ------------------- پیکی فرستادم باشد رسد روزی به آن سامان یک آه سرگردان. -------------------------------- با شور سه گانی امسال پریدم بی بال پریدم ----------------------------- ای لحظه ها ! درنگ ساعت ! تو هم بخواب امشب نشسته ام به تماشای آفتاب ---------------------------------------- دلخون انتظار ایوب(ع) بود و من یعقوب(ع) بود و من ------------------------ گفتی که از نگاه تو تحقیر می شوم؟ آیینه ام بکوب مرا سخت تر به سنگ تکثیر می شوم.
تقدیم به غایب حاضر (عج)
ای ماه پشت ابر ! در تیرگی جسور نکن اتفاق را بشکن محاق را. --------------------------------- گیرنده اش دریا می کرد شیطان نامه ای را پست باران خطش را شست. -------------------------------- در برگ برگ گل شبنم نوشته است: باران فرشته است. ------------------------------- ای مار ناسپاس ! تقصیر مور چیست ؟ باران که کور نیست!!!. --------------------------------- گلم ! باران که می بارد دلم سر در گریبان است غمت ناخوانده مهمان است. --------------------------------- در این بهار برگ و بر من آن ضعیف نارسم چقدر بی کسم. ---------------------------------- خیال آشنای دوست سری نزد به خلوتم غلام غربتم. ----------------------------------- تقدیم به تک دخترم ((یگانه)) آهوی چشم مشکی ! ماهی اگر بپوشی پیراهنی زرشکی. ------------------------------------ منقوش چشمت در فهم ما نیست ارژنگ مانی است. ----------------------------------- یک صید نا امید در دام عنکبوت گویاترین سکوت. --------------------------------- بی امان روز و شب شکنجه بده عاشقی را که - بی تو - بیمار است دست بالای دست بسیار است. ----------------------------------- شور شیرینی که پیمان بست با فرهاد بیستون در بیستون تیشه می زند بر فرق اندیشه. ------------------------------------ نبردی نابرابر بود به پشتم دشنه تا دسته... برادر نابرادر بود. ------------------------------------ نابرادرها ! گرگ و یوسف رنگ و بو را باخت ماجرایی تازه باید ساخت. ----------------------------------- ابر بود و ماه ماه بود و راه راه بود و چاه ---------------------------------- پایم شکسته بود دستی که می شکست جز دست روی دست... . -------------------------------- تا بین ما عشق... یک دسته لاله تقدیم با عشق. -------------------------------- مهتاب بسته پلک و به شب سایه می زند رژ می زند به گونه و خط می کشد به لب خنجر به چشم عاشق همسایه می زند. -------------------------------------------- جسور باش نگاه کن گناه کن. ---------------------- جامی به چرخش آمد و ساقی به من سپرد خندان که در مذاق حیاتم شراب ریخت دیدم ... سراب ریخت. ----------------------------------------------- به اصلش -خاک - برگشته در این غوغای عقرب گورکن سگ ... موش بگیرش - تنگ تر - ای قبر در آغوش.
به مناسبت شهادت بانوی آبها حضرت فاطمه (س) ۱۳ جمادی الاولی(۱۱ ه.ق)به روایتی .۱۷ فروردین
۱ تا ابد در گوش جان این حرف دایه است : آه ای بانوی مظلوم ! سهمت از قرآن سه آیه است ۲ سال ها گشتم به دنبالت - در به در در بی نشانی ها - وه که قبرت در سه گانی ها... ۳ آه بانو جان ! مات و حیران کن جهانی را نور باران کن سه گانی را ۴ شگفتا از این بی نشانی ! تو - چون عشق - در سینه هایی تو در قلب آیینه هایی ---------------------------------------- از سفر بازگشته اند و درست خبر آورده اند چلچله ها همچنان زنده اند فاصله ها ---------------------------------------- گفته بودی که باز می گردی کودکی رفت و نوجوانی مرد ای جوان ! ناز کن به نامردی ---------------------------------------- گل وفایی ندارد - بی کلک - راست می گفت قاصدک راست می گفت ---------------------------------------- در زیر نور ماه می زد به پنجره باران شب پره ---------------------------------------- سی سال و چند ماه پویا نبوده ام گویا نبوده ام ---------------------------------------- شکن شکن چین چین برقص با دامن دهل زدن با من ---------------------------------------- هرگز نبود و نیست در رسم دلبری... لعنت به روسری ---------------------------------------- آه ! مقصر نه منم باد مخالف نگذاشت ساز موافق بزنم
پای کوهی کنار یک جنگل
کلبه ای گرم و با صفا داریم دور و نزدیک چند همسایه بهتر از خویش با وفا داریم معتمد مهربان گرانمایه چشمه ای پاک با تمام وجود می نوازد به گوش جان آهنگ در دلش شور عاشقی برپاست می زند سر به خار و صخره و سنگ بی قراری که مقصدش دریاست شب عید است و بستگان جمعند از برادر گرفته تا خواهر پدری در وقار شوکت انس مادری در عفاف رشک قمر همگی اهل شعر و خلوت انس مثل خطی که -یادگار ستم- سرخ بر پشت برده ها مانده است* گرد یک سال کار و فقر پدر یک وجب روی پرده ها مانده است آه از این کار و بار و فقر پدر رنگ و رو رفته سفره ای پاره خواب رنگین شام می بیند دخترم با عروسکی مرده زندگی را به کام می بیند ماه شب را به آسمان برده داغ و محزون سماوری کهنه می زند ساز عشق را قل قل گوشه ای دنج در حصار قفس سر فرو برده زیر پر بلبل آدمی چیست ؟ خواز و زار قفس هفت سینی : سماق و سرکه و سیر سبزه سنجد -و یک سبد احساس سین هفتم ستاره می چینیم سفره ای مست عطر سوسن و یاس تا سحر خواب سکه می بینیم می کشم طرح چند ماهی سرخ با ظرافت به دور تنگ بلور ماهیانی نکرده خو به سکون همه از جنس کوچ و مست عبور ای خوشا کوچ تا به مرز جنون مادرم وصله می زند به لباس -پاره پیراهنی که پاکیزه است- تیزبین سوزنی مدیر نخ است که دلش مهد شور و انگیزه است شیشه ها خیس و کوچه مات یخ است زیر این آسمان تار و عبوس نوبهاری قشنگ در راه است شب و روزی قرین عشق و امید هم زمین هم زمانه آگاه است از ازل بوده اینچنین : گل و عید یا مقلب ! ببین که چشم ودلی یا مدبر ! ببین که روز و شبی یا محول ! ببین چه حال و چه سال نیست پاینده ما و سوز و تبی حول الحالنا به احسن حال *تصویر پردازی در این بیت را مدیون خیال ظریف استاد عزیزم جناب آقای دکتر علیرضا فولادی عزیز هستم
در رهگذار یاد نفرین به هر چه باد تا هر چه باد باد --------------------- باد است نام تو پوچ است جام تو دوزخ به کام تو ----------------------- قبل از تو حوصله بعد از تو زلزله خاک از تو در گله ------------------------ ترکیب زرد و سرد ! آشوب کار توست مفلوک هرزه گرد ! ------------------------- صد پاره می کنی بیچاره می کنی آواره می کنی ------------------------ باران و ابر را با زور می بری آری ستمگری ----------------------- مغرور بی هدف ! این قطره را نبر بگذار تا صدف... ---------------------- وقتی که می وزی هی نعره می زنی انگار دشمنی ---------------------- گویند رحمتی اما قبول کن بنیاد زحمتی ---------------------- هر خرمنی که سوخت هر نوگلی که مرد از باد ضربه خورد ------------------------ ناپاک خانه زاد ! در کارنامه ات جز سرکشی مباد.
ای گل ! درنگ کن بر باد می روی از یاد می روی ------------------------- ای گل ! نه قلب من در را که باد بست آیینه هم شکست -------------------- ای چشم های خیس ! کاری که باد کرد... دیگر نمی شود به شما اعتماد کرد ------------------------------------ از خاطرم گذشت تصویر یادبود... ...هو هوی باد بود -------------------- سفر خوش باد ...و من خو می کنم با بغض و دلسردی تو دیگر بر نمیگردی
والا و بالایی
پاکی مسیحایی فرزند دریایی ---------------- تو ای روح القدس ! ای پاک ! از آن انفاس روحانی بدم بر خاک ---------------------------- کهن-فرسوده می چرخد ولی بی فیض باران - روح هستی ساز - زمین بیهوده می چرخد ------------------------------------------ تا ریشه کن شوند خسک ها و خارها چندین دقیقه آفت گلبرگ و برگ شو باران ! تگرگ شو --------------------------------------- به گل در بهار پرپر شده ام سید اکبر حسینی باران ! به سوگ خسته دلان نیز گریه کن بر قبر اکبرم -این تازه پرپرم- یکریز گریه کن.
|